أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

53

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و برين وجه نيز تفسير كرده‌اند آيت را كه : اگر يكى از زنان شما بكافران رود و ايشان كاوين وى پيش شما نفرستند پس ازين شما را با كافران عقابى و قتالى افتد و عاقبت يعنى ظفر و غنيمت شما را باشد ؛ شما از آن غنيمت به شوهر وى دهيد مثل آنچه داده باشد از كاوين . ابن عبّاس گفت : از جملهء آنان كه « 1 » از مسلمانان باز استادند از زنان و پيش ايشان نيامدند و كافران كاوين ايشان نفرستادند شش زن بودند : يكى - امّ الحكم دختر أبو سفيان كه زن عياض بن شدّاد بود . دوم - فاطمه بنت أبى أميّه كه زن عمر خطّاب بود چون عمر هجرت كرد وى هجرت نكرد و مرتدّ شد . سيّم - بردع « 2 » عثمان . بنت عقبه زن شمّاس بن عثمان . چهارم - عبدة بنت عبد العزّى زن عمرو بن عبد وّد . پنجم - هند دختر أبو جهل زن هشام بن العاص . ششم - [ امّ ] « 3 » كلثوم زن عمر خطّاب ؛ مشركان كاوين ايشان بندادند

--> ( 1 ) - عبارت مصنف ( ره ) ملخّص از عبارت ابو الفتوح ( ره ) است و نصّ عبارت وى اين است ( ج 5 چاپ اول ص 307 ؛ س 10 ) : « عبد اللّه عبّاس گفت : جملهء آنان كه از مسلمانان باز ايستادند از زنان هشت زن بودند دو از عمر بن الخطّاب كه ذكر ايشان برفت ، و امّ الحكم بنت ابى سفيان بود كه زن عياض بن شدّاد الفهرى بود ، و فاطمه بنت ابى اميّه خواهر امّ سلمه كه زن رسول ( ص ) بود و او هم زن عمر بن الخطّاب بود ، و بردع بنت عقبه زن شمّاس بن عثمان بود ، و عبده بنت عبد العزّى زن عمرو بن عبد ودّ ، و هند بنت ابى جهل زن هشام بن عاص بود ، و كلثوم زن عمر خطّاب ؛ اينان آنان بودند كه از شوهران باز ايستادند چون ايشان بمدينه آمدند و مشركان مهر اينان باز پس ندادند رسول ( ص ) مهر اينان از غنيمت با شوهران ايشان داد » . ( 2 ) - صاحب منتهى الارب در « ب ر ع » گفته : « بردع كجعفر نام صحابيّهء است كه پدرش واثق نام داشت و اصحاب الحديث يقولونه بكسر الحاء » پس معلوم شد كه « بردع » از اعلام نساء بوده است و نام صحابيّهء نامبرده در كلام صاحب منتهى الارب در اسد الغابه و ساير كتب موضوع براى ذكر صحابيان و صحابيّات مذكور است ليكن ترجمهء حال زن مذكور در متن را هر كه طالب باشد خودش از مظانش تحقيق كند و بدست آرد . ( 3 ) - [ امّ ] در نسخ اين تفسير نيست و همچنين در تفسير ابو الفتوح ( رجوع شود بمجلّد پنجم چاپ اول ص 308 ؛ س 15 ) .